شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 55
رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية
است : « آن كه خود را بشناسد ، مىتواند هر چيزى را بشناسد وآن كه خود را نشناسد ، نمىتواند هيچ چيزى را بشناسد » وسپس مىگويد براهين واستبصارات اقناعي كه ذكر شد از جهت حكمت بحثي است اما موجبات شناخت اين شعاع مقدس بر مبناى ذوق وصفا در كاملترين وجه در رسالهاى كه در باب نفس نوشتهايم آمده است . فصل چهارم ، در اين كه هر بدني نفسي دارد وآن حادث است ونيز در باب خيال وأحوال ادراك نفس در اين فصل چندين مطلب مهم در باب نفس انساني مورد بحث ونقد قرار گرفته است ، از جمله : هر فرد انساني يك نفس دارد وآن حادث است ؛ تأويل سخنان حكيمان وخاصه ، حكماى إيران باستان در نفس وعلت هبوط آن به بدن ؛ استدلال قدما بر جرمانى بودن نفس ؛ معاني الفاظى كه به ادراك نفس تعلق دارد ، مثل فكر ، حدس ، ذهن ، فهم ذكاء وأمثال اينها ؛ أحوال نفس انساني وخواصّ آن از قبيل نطق ، استنباط صنايع ( صنعتگرى ) ، تعجب ، همكارى اجتماعي ، مصلحتانديشىهاى اجتماعي وحالات روحي ديگر مثل خجالت ، خوف ورجاء ؛ بحث مجدد در باب عقل نظري وعملي ؛ اختلاف نفوس در صفات اصلى ؛ حكمت غريزي ومكتسب . « خاتمهء » فصل در باب نفوس فلكى وبعضي تحريكات آنها است . فصل پنجم ، در اخلاق حيوانات است شيوهء أو در اين باب ، بيشتر نقل از ديگران است ، چنانكه در آخر همين فصل تصريح كرده است كه مسؤول صحت وسقم مطالب نيست ، أو تنها مطالب را جمعآورى وبه نيكوترين وجهي تنظيم وتنسيق كرده است ، با اين حال در موارد معدودى به مشاهدات يا مسموعات خود از أهل اطلاع نيز استناد كرده است ، چنان كه در مورد ما هي زامور وما هي بلاميذ نقل كرده است وپيش از اين در همين مقدمه ، ذكر آن رفت .